على زمانى قمشه اى
455
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
639 ق ) است و اثير الدّين نزد او رياضيات و نجوم آموخته است . ابن خلكان مىنويسد : من خود شاهد بودم كه اثير الدّين ، در محضر كمال الدّين يونس مانند طالب علمى كتاب به دست مىنشست و مجسطى مىخواند ، درحالىكه خود مقام بلندى در علم داشت و مردم از مصنفات او استفاده مىكردند . پس از بروز فتنهء مغول و آشفتگى اوضاع ، اثير الدّين نيز مانند بسيارى از دانشمندان در پى يافتن مأمنى مناسب به سفر پرداخت . ابتدا بهسوى شام رفت و مدتى در اربل و دمشق بسربرد . در دمشق پيوسته با اهل علم ارتباط داشت و چندى در خدمت محيى الدّين محمد بن محمد ابن سعيد بن ندى ( د 651 ق ) بود . از شام رهسپار بلاد روم ( آسياى صغير ) گرديد و در محيط نسبتا آرام آنجا كه پناهگاه دانشمندان و عارفان سدهء 7 ق بود ، ماندگار شد و ازاينپس اوقات خود را به تدريس و تعليم و تأليف مىگذرانيد . اثير الدّين معاصر نصير الدّين طوسى بود و اين دو دانشمند در زمينهء مسائل علمى و فلسفى با يكديگر مكاتباتى داشتند . متن يكى از اين مكاتبات كه به زبان فارسى است ، بر جاى مانده است . به عقيدهء برخى از محققان معاصر ، اثير الدّين نيز مانند بسيارى از رياضىدانان زمان خود در رصدخانهء مراغه كه به همت خواجه نصير طوسى بر پا شده بود ، فعاليت داشت . بااينكه بعضى از شاگردان اثير الدّين - مانند نجم الدّين دبيران كاتبى قزوينى - در رصدخانهء مذكور فعاليت داشتند ، ولى ارتباط مستقيم خود او با اين رصدخانه محرز نيست و تا زمانى كه مدارك قطعى در اينباره به دست نيايد ، آن را بايد با شك و ترديد تلقى كرد . اثير الدّين ، چنانكه اشاره شد ، علاوه بر تأليف ، تدريس نيز مىكرد . از شاگردان معروف او يكى كاتبى قزوينى ( 601 - 675 ق ) است كه از رياضىدانان و صاحبنظران در هيئت و نجوم و ساختن آلات رصدى شمرده مىشد . كاتبى در